سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

سرزمین اهورایی

 

نام کوروش بر اساس نوشته های تاریخ نگاران

 

نام این پادشاه راچنین نوشته اند:

در کتیبه های او وسایر شاهان هخامنشی به پارسی قدیم-(کورو)یا

کوروش

درنسخه عیلامی کتیبه ها-کوراش

به بابلی(در لوحه های نبونید)-کورش

در تورات-کورش

به یونانی-کورس

بعداین نام به روم رفته سیروس شده و اکنون در اروپابا کمی تفاوت

سیروس یا سایروس ویا چیزی نزدیک به ان گویند

تاریخ نگاران اسلامی این نام راچنین نوشته اند:

ابوالفرج بن عبری در مختصر الدول-کورش

ابوریحان بیرونی در کتاب اثارالباقیه بنابر مدارک غربی-کورش

مسعودی در مروج الذهب-کورس

طبری(ابوجعفرمحمدبن جریر)در تاریخ الرسل والملوک –کیروش

ابن اثیردر تاریخ کامل-کیروش

حمزه اصفهانی در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا-کوروش

ولی نباید اندیشید که مقصود همه تاریخ نگاران نامبره(اسلامی)

همین شاه بوده است.

بجزابوالفرج بن عبری وابوریحان که ازمدارک غربی استفاده کرده اند

سایرین بنا بر پیروی از سندهای شرقی یا داستانها نامهای انسانهای

 دیگر را که به همین نام بوده اند را نام برده اند.

سترابون نوشته که  نام این پادشاه در ابتدا (اگراداتس) بود (کتاب15

بخش3  بند6 ) سپس او نام خود را تغییر داده  نام  رود (کور) را که

درنزدیکی تخت جمشید (پرس پولیس) جاری است را بر خود گذاشت.

این گفته  سترابون به اندیشه درست نمی اید. زیرا دو نفر از نیاکان

کوروش همین نام را داشتند و دیگر گمان قوی بر این است که نام

 رود نامبرده از نام کوروش (کور) گرفته شده باشد.

 

 

 براساس کتاب ایران باستان (1) نوشته :حسن پیرنیا


نوشته شده در جمعه 91/1/11ساعت 11:59 عصر توسط فرهاد نظرات ( ) |

 


شعر سهراب از زبان کوروش

 

خواهم امد وپیامی خواهم اورد

در رگها نور خواهم ریخت

رهگذری خواهد گفت: راستی شب تاریکی است

کهکشانی خواهم دادش

روی پل دخترکی بی پاست دب اکبر را برگردنش خواهم اویخت

هر چه دشنام ها از لب ها برخواهم چید

هر چه دیوار از جا خواهم کند

ابرها را پاره خواهم کرد

من گره خواهم زد

چشم ها را با خورشید

دل ها را با عشق

سایه ها را با اب

شاخه ها را با باد

به هم خواهم پیوست

خواب کودک را با زمزمه زنجره ها

خواهم امد پیش اسبان و گاوان

علف سبز نوازش خواهم ریخت

مادیانی تشنه

سطل شبنم خواهم اورد

خر فرتوتی را

من مگس هایش را خواهم زد

خواهم امد

سرهر دیواری

میخکی خواهم کاشت

پای هر پنجره ای

شعری خواهم خواند

هر کلاغی را کاجی خواهم داد

اشتی خواهم داد

اشنا خواهم کرد

راه خواهم رفت

نور خواهم ریخت

دوست خواهم داشت

دوست خواهم داشت

 


نوشته شده در جمعه 91/1/11ساعت 3:10 عصر توسط فرهاد نظرات ( ) |

متن منشور حقوق بشر کوروش بزرگ

منشور حقوق بشر کوروش بزرگ، اولین منشور حقوق بشر در سرتاسر تاریخ و تمدن بشری است: منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارگوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... نوه کوروش، شاه بزرگ ... نبیره چیش پیش، شاه بزرگ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک خدای بزرگ، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را بر انداختم، به بدبختی های آنان پایان بخشیدم. وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تکان داد... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم، باشد که دلها شاد گردد. بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای مقدس نخستینشان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به تمام سنتها, و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم، احترام می‌‌گذارم. همه ی مردم درکشورها و سرزمینهای زیر فرمان من در انتخاب دین, کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال و داراییهای دیگری را با زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند. هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود. من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را میگیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود. شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاههای آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.

 


 


نوشته شده در جمعه 91/1/11ساعت 2:46 عصر توسط فرهاد نظرات ( ) |